#غرور_و_عشق_و_غیرت_پارت_229

خندید ، منم خندیدم با شیطنت گفتم:
-خدا خیر بده این دکتر و
از شیطنتم خندید و لپم و کشید. یکدفعه انگار چیزی یادش اومده باشه راست شد ،
با لحن پر سوالی گفت:
-راستی دکتر میگفت خانوما تو این دوران خیلی حساس میشن ، منظورش از این
دوران چی بود ؟؟ اتفاقی واست افتاده ؟؟
اول چشام گرد شد ، یعنی چی این سوال ؟؟؟ بعد کم کم مثلا خجالت کشیدم.
با دقت نگام میکرد اومد چیزی بگه که پرستار وارد شد ، لاغر اندام ، موهای رنگ
شده بلند ، آرایش کامل ، ناخونای مانیکور شده.
به سمتم اومد و بدون هیچ لبخندی گفت:

-سرمت تموم شده ، الان دکتر میاد واسه معاینه اگه مشکلی نداشتی مرخصی
به سمت آرتام برگشت و لبخندی زد . بیشعور احمق من اینجام ها اینا عادت دارن
به مریضاشون لبخند نمیزنن به همراهیاشون لبخند میزنن .
بعد از معاینه دکتر و اجازه واسه مرخصی از بیمارستان خارج شدیم.
------------------------------------------------
من و روی تخت خوابوند و از اتاق خارج شد . هنوز یکم سست بود ، ضعف تو بدنم
مونده بود ، سرم و رو بالشت گذاشتم و چشام و بستم ، با صدای در یکم هوشیار
شدم ولی چشام و باز نکردم . تخت کمی پایین رفت، بازم چشام و باز نکردم ، نوازش
دستاش و روی موهام حس کردم ، دستش روی پیشونیم چرخید ، روی ابروهام ،
چشام ، بینیم ، گونه هام و لمس کرد . با مکث دستاش رو لبام قرار گرفت و نرم لمس
کرد .پتو رو روم مرتب کرد و از روی تخت بلند شد ، فکر کردم از اتاق بیرون رفت ولی
طرف دیگه تخت پایین رفت .
کنارم دراز کشید و آروم من و تو بغلش کشید. ضربان قلبم تند شده بود ، بوی
عطرش دوباره داشت من و مسخ میکرد . خدایا این بندت داره با من چیکار میکنه ؟
چرا یکی به نعل میزنه یکی به تخته؟؟؟
چرا بعضی وقتا از هر زهری تلخ تر میشه ولی بعضی وقتا انقدر مهربون و دوست
داشتنی ، اصلا نمیتونم بفهممش .
من این دیوونگیات و دوست دارم که عشق تو مثل عذابه

romangram.com | @romangram_com