#قشاع_پارت_87
دکتر-باید دکترش بیاد دستور بده..
امیرعباس-دکترش کجاست؟
با گریه از درد گفتم:
-امیرعباس..
امیرعباس-جان؟الأن میان می برنت..
عمو رسول-ما که از اول گفتیم «سزارین» چرا اینطوری نمی کنید این بچه جون طبیعی زایمان کردنُ نداره..
پرستار-آقا شما چرا اینجائید؟اینجا بخش زنانِ گفتیم فقط شوهرش چون خیلی التماس و بی تابی می کرد..
عمو رسول-خب منم پدرشوهرشم جای باباشم دو ساعته آوردینش اینجا این بچه هلاک شد،لباش از سرما کبود شده حداقل یه پتو بندازید روش..
صدای امیرعباس اومد و عمو رسول طرفی که امیرعباس رفته بود رفت و گفت:
عمو رسول-امیر..امیرعباس..
امیرعباس-مریضش داره می میره رفته داره چائ می خوره..من این بیمارستانُ رو سر رئیسش خراب می کنم..
romangram.com | @romangram_com