#قشاع_پارت_264

هدی گوشی رو ازم گرفت و گفت:
هدی-زندان چیه..؟!وای خدایا..اینقدر رفت و اومد آخر گرفتنش..؟!
گوشی رو از هدی گرفتم و گفتم:
-کی گرفتنش؟!
مامان-صبح تا رفته مأمور اومده به جرم مزاحمت گرفتتش،حالا رفتن کلانتری شکایت کردن به خاطر اینکه لعیا رو آزار داده و بهش دست درازی کرده..بچه امو بردن پزشک قانونی
-پزشک قانونی؟!
هدی باز گوشی رو از دستم گرفت و گفت:
هدی-اونجا چرا؟!..لعیا رو هم بردن؟!..لعیا چی میگه؟؟!..یعنی چی؟!..چرا لال شده فقط گریه می کنه...؟!چی؟!تا جواب بیاد بازداشتِ مگه چقدر طول می کشه جواب بیاد؟
موبایل هدی زنگ خورد و گوشیشُ داد به من و دیدم امیرعباسِ..جواب دادم فکر کرد من هدی م سریع گفت:
امیرعباس-سلام هدی هنوز با هونیائی؟با کی داره حرف می زنه؟
-امیرعباس!؟

romangram.com | @romangram_com