#قشاع_پارت_103

-خودت گلی
عرشیا با شیطنت گفت:
عرشیا-پس من چی؟!
خندیدم و گفتم:
-چرا دعوا کردی؟!
عرشیا رو به هدی گفت:
عرشیا-جواب بده..دعوا نکردم به دعوا انداختنم!چادر سر کرده همه ی موهاش بیرونه!تازه اینقدر چادرشو جمع می کنه که همه ی هیکلش بیرونه!دهن به دهن کس و ناکسم میاد..
هدی-دهن به دهنش نیومد حرف مفت زد جواب...
عرشیا غیرتی شد و گفت:
عرشیا-چی گفت؟!چی گفت که برم مادرشو به عزاش بشونم،غلط کرده که حرف مفت زده که تو هم دهن به دهنش بیای نیشش تا بناگوش باز باشه..
امیرعباس-خیله خب،اینجا بیمارستانه،تو هم اگه خیلی غیرتت دود می کنه بیا بالا سر زنت که غریبه ها دنبالش راه نیوفتن..!

romangram.com | @romangram_com