#غم_نبودنت_پارت_212


صندلای راحت و قرمزمو پوشیدم.با پاهای سفیدم در تضاد قشنگی بود..هنوز داشتم تو اینه به خودم نگاه میکردمو با موهام ور میرفتم که زنگ در و زدن.حتما امیره..

از تو چشمیه در نگاهش کردم..بهم چشمک زد..پسره دیوونه.

در و باز کردم ولی به جای امیر یه دسته گل از رزای قرمز جلو روم دیدم.

امیر علی_تقدیم با عشق به خوشگل ترین همسر دنیا از طرف عاشق ترین شوهر دنیا..

با لبخند گلا رو ازش گرفتم..بو کشیدم..

اومد تو و درو بست.

شیطون نگاهم کرد و گفت_خانم قرمز پوش..الانم که با گلا قاطی شدی..ببخشید خانما..گل منو ندیدید؟؟

زل زدم بهش و یه دفعه زدم زیر خنده..

اول اونم با خنده نگاهم کرد..

امیر علی_چته تو؟

با خنده گفتم_وای امیر..اصلا بهت نمیاد..وای خدا.

یکی زد تو سرم و گفت_بسکه بی لیاقتی..

داشت میرفت تو اتاق که جلو راهشو گرفتم..

خیره شدم تو چشماش و با لبخند قشنگی گفتم_خیلی قشنگن..

یه دستش و حلقه کرد دور کمرمو گفت_نه به قشنگیه تو..

سرم و گذاشتم رو سینش..صدای طپش منظم قلبش خیالمو راحت میکرد که هست که زندست..کنارمه..نفس میکشه.چقد خوبه که هست و من گرمای تنش و از این نزدیکی احساس میکنم.چقد خوبه که آ*غ*و*شش بهم این امنیت و میده که باعث بشه چشمامو ببندم و از ته دل از خدا بخوام حال همه عاشقا خوب باشه..

من میفهمیدم مزه رسیدن به کسی که دوسش داری و واسه داشتنش بال بال میزنی چه جوریه..میدونم چه شیرینی داره و چقد ارومت میکنه..

امیر روی موهامو ب*و*سید و گفت_چه استقبال گرمی بود..

نگاهش کردم و با لبخند گفتم_تا لباساتو عوض کنی نهار امادست..

گلا رو شاخه شاخه کردم و گذاشتم تو گلدون پایه بلند و کریستال روی میز سفید توی نشیمن..قرمزی گلا و سفیدی فضا با هم در جنگ بودن.

میز نهار و چیدم و امیر و صدا زدم.

شلوارک مشکی و طوسی و زیر پوش جذب و کبریتی مشکی..دست و روشو و موهاشو شسته بود و حوله کوچیکی دور گردنش بود..

امیر علی_بهبه..غزل خانم چی کرده..امیرو دیوونه کرده.بابا راضی به زحمتتون نبودیم اومده بودیم دو دقیقه خودتونو ببینیم ..همش تو اشپزخونه بودین.

خندیدمو گفتم_وظیفست قربان.ایشالله منم میام خونتون جبران میکنی..

امیر علی_اوه اوه..معذرت میخوام ولی خانم من نمیذاره یه دختر خوشگل و تنها رو تو خونه راه بدم.

اخم مصنوعی کردم و گفتم_خانمت بیخود کرد..منو باید راه بدی..

خندید و گفت_صندلیت و بیار اینجا..

بلند شدمو صندلیمو کشیدم کنار امیر و نشستم کنارش..

romangram.com | @romangram_com