#غم_نبودنت_پارت_202


_بابا جونم نوشابه ضرر داره انقد نخور..خوب نیست واست.

بابا خندید و گفت_از امیر علی چه خبر؟خوبه؟اذیتت که نمیکنه؟اگه میزندت بگو بیایم بخندیم.

_به..همه بابا دارن ما هم بابا داریم.دمت گرم.

بابا_خو راست میگم دیگه.اخه کسی از پس تو بر میاد.؟

فعلا که داماد عزیزتون براومده.

_خب دیگه ما اینیم.به بابامون بردیم.

بابا_راستی شنیدی فرازم شوهر کرد؟اوه چه سوالی مگه میشه تو نفهمیده باشی؟

_فراز اول اجازشو از من گرفت.

بابا_خیلی دوستت داره.گاهی حس میکنم محبتاش از منم بیشتره.

بغض نشست بیخ گلوم.چه اصراریه همه علاقه من و فراز و هی نشونمون بدن.؟

بابا_فکر کنم واسه جشنش بترکونی..نه؟

_جلب شدی بابا.از کلمات سخیف استفاده میکنی؟بترکونی..دیگه چی؟

بابا_اا..حواسم نبود.یهو در رفت.

گلومو صاف کردم و گفتم_راستش بابا..احتمالا من نیستم واسه جشن.

بابا_نیستی؟چرا؟

_خب راستش یه کاری پیش اومده واسه فراز باید بریم شیراز.

بابا_خب چه کاریه؟بذارید بعد از جشن برید؟

_نمیشه بابا اخه خیلی فوریه..احتمالا امشب حرکت کنیم.

بابا_خب تو بمون.تو واسه چی میخوای بری؟

_نه بابا دلم نمیاد.تو جاده شبه خطرناکه.یه دفعه خوابش نبره.

چه بهانه های قشنگ و بی نقصی.من از کی انقد دروغگوی ماهری شدم؟البته امیر که کلا منو یه دروغگوی مادرزاد میدونه.

کلمات خیلی روون رو زبونم میومدن.

بابا_حیف شد.فراز و گفتی؟

سخت ترین قسمتش همینه..

_مبگم بابا.مهم نیست ایشالله عروسیش میترکونیم.چه خبر؟فرانک چه طوره؟هنوزم زن خوبیه واست؟

حرف و عوض کردم.بحث و عوض کردم ولی خودمم میدونستم عروسی هم به چشمم نمیبینم.

خوبه بابا نفهمید صدام گرفته.نفهمید گریه کردم.خوبه بابا نمیفهمه دختر ته تغاریش چه دل پر دردی داره.

نمیتونستم به فراز بگم.اصلا چطور میگفتم؟

romangram.com | @romangram_com