#گریان_تر_از_گریان_پارت_188


رسیدیم به سخت ترین بخش یعنی انتخاب لباس بعد از اینکه کل لباسامو زیرورو کردم در اخر یه تونیک سورمه ای استین سه رب که یه سگک ساده روش میخورد بیشتر از سایر لباسا توجهمو جلب کرد.با کلی وسواس در انتخاب که برام تازگی داشت چون واقعا مدتها بود اینقدر به لباس پوشیدنم اهمیت نداده بودم بالاخره همون لباسو انتخاب کردم و به تن کردم.

جلوی اینه که ایستادم با دیدن خودم لبخند بزرگی روی ل*ب*م نشست.لباسش فیت تنم بود.کمرباریکمو به خوبی به رخ میکشید.واقعا از مدلش خوشم اومد.

چشمم به وسایل ارایشی افتاد..مدتها بود که ازشون استفاده نکرده بودم بدون توجه به ندای درونیم که دائما ازم میپرسید دلیل این همه تغییر چیه شروع به ارایش کردم.

بعد از ده دقیقه ارایشمم تموم شد.یه سایه ی نقره ای ملیح پشت چشمم کشیده بودم.ریمل باعث شده بود پرپشتی و فرمژه هام حسابی به چشم بیان...بعد از مدتها سرمه هم کشیده بودم و همین سرمه باعث شده بود که چشام ده برابر زیبا به نظر برسن کمی که بیشتر دقت کردم دریافتم که هروقت سرمه میکشم چشام حالت خمار به خودش میگیره..ارایشمو با یه رژ صورتی خیلی خوشرنگ تموم شد.

موهامو بالای سرم جمع کردم و مقداریشم روی شونم رها کردم.

گردنی عروسکیمم به گردن انداختم و کفشای عروسکی سومه ایم رو هم به پا کردم.

مارال رو صدا زدم و تا زمانیکه اون بیاد خودم مشغول انتخاب مانتو شدم.


romangram.com | @romangram_com