#گندم_پارت_213
-اصلا فکر نمی کردم که این پسر ساکت ومحبوب یه همچین احساساتی داشته باشه باید ترو بهتر شناخت!
اینو گفت وبازومو کمی محکمتر تودستش گرفت آروم خودمو کمی کشیدم کنار!
-توخودت چی؟توچه جوری عشق روفهمیدی؟
آفرین-باحس کردنش!حسی ازمیون صدهزار تاحس!
-باچه رنگی؟
آفرین-سرخ!مثل یه گل رز!
-چه عطری؟
آفرین-عطرغم!
-حتمام باطم گس تنهایی!
آفرین-شاید!
-وحتما تموم اینام توکامیارجمع شده؟
هیچی نگفت وفقط نگاهم کرد
-تردیدداری؟
آفرین-کامیارچی می گه؟
romangram.com | @romangram_com