#فردا_بدون_من_پارت_140
باشہ ای گفتوباهم رفتیم سرکلاس وپشت آنیتاومهدیہ نشستیم مهدیہ و آنیتا برگشتن طرفمونومهدیہ گفت:
"آرام چی گفتی بهشون کہ اینطوری قاطی کردن؟"
من:"هیچی اوناخودشون قاطین"
بااومدن استادساکت شدمو بہ حرفاش گوش کردم بعدتموم شدن کلاس بہ کیارش زنگ زدموکہ گفت کاری واسش پیش اومده ولی تانیم ساعت دیگہ خودشومیرسونہ بہ بچہ هاگفتم کہ قرارشدتااومدن کیارش بریم کافہ نزدیک دانشگاه کہ عرفانہ رفت بہ عرشیاگفتواونم خودشواهورارودعوت کردشیش نفری رفتیم توکافہ بعددادن سفارشا مشغول حرف زدن شدیم یهواهوراروبہ من گفت:
"راستی آرام جزوت کامل
کامل بود"
تااونجایی کہ یادم بودنصف جزوم فحشایی بودکہ بہ شهاب داده بودم باتعجب گفتم:
"جـــــدی؟"
اهورا:"آره کامل بودولی ازنظر فحش انواع واقسام فحشاتوش بود"
دستی بہ چونش کشیدوباقیافہ ی متفکری ادامہ داد
"فقط یادم نمیاداستادکی اوناروگفت کہ تونوشتی ولی خیلی بہ دردم خوردچندتافحش جدیدیادگرفتم"
بااخم نگاهش کردم کہ بچہ هازدن زیرخنده
عرفانہ:"حالابہ کی فحش داده بوداهورا؟"
اهورا:"بہ شهاب"
عرفانہ اخمی کردوروبہ من گفت:
"اووف گفتی شهاب یادش افتادم آخہ آرام چرااینقدراین داداش بیچاره منواذیت میکنی پریروزی بعدقرارتون اومده خونہ ماوقتی دیده من نیستم همونجامونده تابیام وقتی رفتم خونہ بادیدنش فهمیدم اوضاعش ازتوهم داغونتره خیلی داغونہ آرام اذیتش نک..."
romangram.com | @romangram_com