#فانوس_پارت_249

که منو از هرلحظه میکشه با بی رحمی

اینجا دیگه دارم میپوسم

تنهام نگو نداری دوسم

دنیا دیگه واسم تاریکه

گرمات بگو به ما نزدیکه

(خدا|پویا بیاتی)





اشک میریختم و اینا رو میزدم. انقدر توحال خودم بودم که صدای پایی که درست پشت سرم ایستاد بود رو نشنیدم. وقتی آهنگ تموم شد سرم رو روی پیانو گذاشتم و از ته دل زار زدم. یکم بعد احساس کردم دستی سرشونم نشست. با تعجب برگشتم وبه یه جفت چشم تیله ای نگاه کردم. صورتم رو پاک کردم وگفتم: ببخشید. بیدارت کردم؟

لبخندی زد وگفت: میدونستی خیلی قشنگ میخونی؟

لبخند تلخی زدم وپارتیتورم رو بستم. روی مبل کنارم نشست وگفت: میشه یه سوالی ازت بپرسم؟

romangram.com | @romangram_com