#فانوس_پارت_230


ـ شب میخوام برم مهمونی.

ـ پیش سیروس؟

ـ نه. یه جای دیگه.

ـ من چی کار کنم؟

ـ یعنی چی چی کار کنی؟

ـ یعنی شب با کامیار تنها بمونم؟

ـ نگران نباش کاریت نداره.

ابرویی بالا انداختم و گفتم: چی شد؟ تا قبل از اینکه داداشت لولو خورخوره بود، حالا چطور شد که کاریم نداره؟

دستی لای موهاش کشید وگفت: چون جرعت نداره بهت دست درازی کنه.

ـ تا قبل از این جرعتشو داشت؟


romangram.com | @romangram_com