#فقط_من_فقط_تو_پارت_246
آرتین: چه طور؟
خوب الان من چی بگم؟ بگم فکر می کردم با توی سگ اینجا باید اره بدم و تیشه بگیرم؟ منتها چون اخلاقتو خوب کردی بهم خوش گذشته؟؟؟؟
یکم جواب دادنم طول کشید. آرتین ساکت و بازم کلافه داشت نگاهم می کرد. حس کردم باید یه جوابی بهش بدم.
دهنمو باز کردم و گفتمک راستش اخلاقت تو سفر خیلی خوب بود. جوری که واقعاگ بهم خوش گذشت. هم خرید کردیم هم کل شهرو .....
-: دوست دارم .....
دهنم همون جور جمع شده به صورت (( رو )) خشک شد. چشمهام ریزه ریزه گشاد شد.
هنوز مطمئن نبودم این حرفو از دهن آرتین شنیده باشم. بهت زده و نامطمئن با ابروهای بالا رفته چشمهامو چرخوندم تا رسید به صورت مضطرب و عرق کرده ی آرتین ....
نه انگاری خود خودش این حرف و بهم زده.
یعنی ... الان ... آرتین به من ... به شیدا گفت ...
-: دوست دارم ....
romangram.com | @romangram_com