#فقط_من_فقط_تو_پارت_244


جدی تو چشمهام نگاه کرد و گفت: این پسر خارجیه چی می گفت؟؟؟

جان؟ تو کجا بودی که ما رو دیدی؟ دست به اب به اینجا دید داره؟

بی تفاوت گفتم: هیچی ازم خواست که باهاش بر*ق*صم منم گفتم نه. خواست بشینه پیشم که گفتم جای کسیه و بعدشم که رفت. همین.

هنوز داشتم نگاش می کردم. اخماش باز شد. رنگ صورتش نرمال شد. گوشه لبشم یه کوچولو کج شد.

داشتم حالتهاشو تحلیل می کردم که دیدم یه دست اومده جلوی چشمم.

با تعجب یه نگاه به دست و یه نگاه به آرتین کردم.

یه لبخند نصفه زده بود. نگاهمو که دید گفت: میشه با من بر*ق*صی؟؟؟؟

تعجب کردم. آرتین .... من .... من و آرتین ؟؟؟؟ بر*ق*صیم ؟؟؟؟

نمی دونم تو نگاهش و چشماش چی بود که باعث شد دستم بی اختیار بالا بیاد و بره تو دستش.

لبخندش بیشتر شد. با دست بهم اشاره کرد که بفرمایم.

دست تو دست هم رفتیم سمت پیست ر*ق*ص. حالا یه آهنگ تکنویی هم بود که نگو. من از این ر*ق*صا بلد نبودم. حالا ایرانی بود یه قری می دادم میرفت اما از اینایی که همه جونت و باید می کوبیدی این ور اون ور بلد نبودم.


romangram.com | @romangram_com