#فقط_من_فقط_تو_پارت_238


رو به شیدا گفتم: نوشیدنی چی می خوای؟؟؟؟

یه نگاه بهم کرد و با یه لبخند دندونی نامطمئن گفت: فکر می کنی اینجا آب آلبالوی ترش پیدا بشه؟؟؟؟

چشمهام گرد شد. آخه این چیه الان این دختره می خواد؟ آب آلبالوی ترش از کجام بیارم؟؟؟؟

چشمای گردم و که دید نیشش بازتر شد و گفت: ه*و*س کردم.

همون جور متعجب گفتم: باشه ..... میرم ببینم می تونم برات پیدا کنم؟؟؟؟

از جام بلند شدم و بعد یه رب گشتن تونستم برای خانم آب آلبالوی ترش پیدا کنم. زن حامله هم ویارش و نگه می داره به جان می خواد.

دو تا لیوان گرفتم و برگشتم پیشش. لیوانش و گذاشتم جلوش. با ذوق دستهاشو بهم زد و گفت: پیدا کردی ایول... مرسی ...

همچین خوشحال شده بود که من از شادیش کلی حال کردم. احساس می کردم شاخ غول و شکستم و از قله قاف براش گل هزار رنگ آوردم.

یه بادی به قبقیم انداختم و سرمو بالا گرفتم و با یه غرور قهرمانی نشستم رو صندلیم و به مهمونا نگاه کردم.

یه پیست ر*ق*ص درست کرده بودن. در واقع اون سمت استخر ارکستر گذاشته بودن که آهنگای مختلف و به زبونهای مختلف می زدو و کلی زوجم بودن که می ر*ق*صیدن. حالا بسته به اهنگ فرم ر*ق*ص اینا هم عوض میشد. تکنو می ر*ق*صیدن. سالسا. تانگو ....

کاش یه بابا کرم و یه عربی هم می زدن یکم حال میومدیم.


romangram.com | @romangram_com