#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_448

- زهرمار مگه بهت نگفتم غذا رو درست کن؟

با این حرفم صدای خنده اش بلندتر شد و گفت:

- این خجالتت منو دیوونه کرده. غذا آماده ست خانوم.

وا مگه چقدر گذشته بود؟ یه نگاه به به ساعت کردم. اوه وقت زیادی نداشتیم. همونطور که جارو رو جمع می کردم گفتم:

- زود برو دوش بگیر تا مهمون ها نیومدن.

آریان: من که دیروز دوش گرفتم نمی خوام. تو برو ...

- پاشو ببینم تنت بو قرمه سبزی میده من تمیزم.

همزمان یاد این حرف افتادم که همیشه میگن تن زن خوب باید بو قرمه سبزی بده. با چشم های گرد شده برگشتم سمت آریان که دیگه تقریبا روی اپن خوابیده بود و می خندید. به ساعت اشاره کردم و گفتم:

- آریان ... حرص نده دیگه پاشو ... می خوام امشب همه چیز عالی باشه.

romangram.com | @romangram_com