#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_444
با پروگی جواب دادم:
- چشمم نکنی؟ بزن به تخته ...
جلو اومد و دستش رو به سرم زد و گفت:
- بزنم به تخته.
اول منظورش رو متوجه نشدم اما بعد که فهمیدم مخ نازنینم رو با تخته یکی گرفته گفتم:
- هـوی بفهم داری با کی حرف میزنی ... با یه مهندس عمران درست حرف بزن بنــّا.
همونطور که دوباره شلوارش رو بالا می کشید از آشپزخونه با حالت خنده داری بیرون رفت و روی مبل نشست و گفت:
- خانوم قربون دستت برو یه آشپز بیار ما بناییم.
وای چه غلطی کردم. سریع دوییدم بیرون آشپزخونه و کنارش نشستم و گفتم:
romangram.com | @romangram_com