#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_395


آریان: همینی که پوشیدی خوبه دیگه. زنونه مردونه جداست. خیالت راحت. ترابی گفت هر سال میان ویلا شمال و جشن سال نو رو اینجا برگزار می کنن. منم گفتم چه جالب ما هم واسه سال نو اومدیم شمال ...

رژ لب قرمز رنگم رو برداشتم و با حرص روی لب هام کشیدم. دستای آریان رو روی شونه هام حس کردم. برگشتم سمتش.

آریان: گفتم زنونه مردونه جداست ولی این به معنی این نیست که بخوای اینطوری آرایش کنی.

رژ لبم رو از دستم گرفت و دستش رو کشید رو لب هام تا مثلــا رنگ لب هام کمرنگ تر بشه.

برگشتم سمت آینه و مشغول ریمل زدن شدم که باز گفت:

- پری اینطوری بخوای آرایش کنی اصلا به مهمونی نمی رسیم هااا.

نشگونی از بازوش گرفتم و گفتم:

- بی تربیت. تو هم برو آماده شو دیگه دیر میشه.


romangram.com | @romangram_com