#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_288
- ندا جون خوب زود تر می اومدی. من الان چه خاکی تو سرم بریزم؟
- علاوه بر رقص و آشپزی حرفه ایت عقلتم خوب کار می کنه. دیوونه به سمت خودت جذبش کن بذار این بار عاشق تو بشه.
یه لبخند خبیث زدم. به اطراف نگاه کردم. کسی حواسش به ما نبود. همه ماشاا ... دارن به نحو احسنت از شکمشون پذیرایی می کردن. محکم با آرنج کوبیدم تو پهلوی آریان ...
با قیافه ی در هم و پر ازعلامت تعجب برگشت سمتم و گفت:
- این چی بود؟
- تلافی اون کفشت.
آریان: می گذااشتی حالا بعدا حساب می کردیم.
به خودم گفتم خاک بر سرت پری این جلب توجه ات بود؟ رفتم سراغ یه روش دیگه. دستم رو گذاشتم پشت کمرش و گفتم:
- چیزه ... میگما ... پاشو برو.
romangram.com | @romangram_com