#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_282

- خواهش می کنم قابلی نداشت. دنبال یه کادو بهتر بودم اما خب نشد دیگه.

آریان لبخندی زد و گفت:

- خیلی هم عالی بود.

با غر غر گفتم:

- نخیرم اگه می تونستم سوالای کنکور سال دیگه رو واست جور کنم خیلی هدیه بهتری می شد.

ادکلن رو توی داشپورت گذاشت و از ماشین پیاده شد و گفت:

- پری جون من امروز شیطونی رو بذار کنار. واسه کسی شکلک در نیار ... روی پای کسی جفتک نزن ... دیگه واست بگم؟ ... آها موقع رقصیدن نیفتی مثل اون بارها. من اگه حواسم نباشه پخش زمین می شی.

دهنم باز موند. یعنی فهمیده بود؟

از ماشین پیاده شد و ماشین رو دور زد تا سوار بشه. دستام رو گذاشتم روی سر ماشین و با تعجب گفتم:

romangram.com | @romangram_com