#ازدواج_به_سبک_اجباری_پارت_173
دست به صورتم کشیدم خیس خیس بود ... کاش هر چه زودتر نبض زندگیمو پیدا کنم...
موبایلم زنگ خورد شماره سرهنگ بود برداشتم :
سلام جناب سرهنگ
سلام پسرم.حالت بهتره؟
بله خداروشکر بهترم
انشاالله همیشه سالم باشی ، غرض از اینکه باهات تماس گرفتم اینکه هم حال ازت بپرسم هم اینکه یه پرونده هستش که یه جورایی مربوط به توئه.
چه پرونده ای ؟
اون گروهی که دنبالشون بودیم و تو به خاطرشون تیر خوردی متاسفانه نیروهای ما نتونستن دستگیرشون کنن...
اوه چه بد خب ؟
خب اینکه اونا الان یه نفرو گروگان گرفتن.
خب این که مربوط به دایره تخصصی من نمیشه.
مربوط به زندگی شخصیت میشه.
میشه واضحتر حرف بزنید ؟
اونا خانومتو گروگان گرفتن...
romangram.com | @romangram_com