#ازدواج_به_سبک_اجباری_پارت_133
سلام خانومی...بهتری؟
به خودم اومدم و گفتم:
آره خوبم
تازه متوجه اطرافم شدم یه اتاق سفید بود و منم روی یه تخت سفید خوابیده بودم...با تعجب پرسیدم:
اینجا کجاست؟
با صدایی که خنده توش موج می زد گفت:
یعنی تا حالا نفهمیدی کجاییم؟
نه
زد زیر خنده...چقدر خوشگل می خنده...خندش که تموم شد گفت:
ما الان بیمارستانیم
با تعجب بیشتری گفتم:
بیمارستان برای چی؟
عزیزم دیشب تو حالت بد شده بود و بی هوش شده بودی...یادت نیست؟ تو خونه تنها بودی
وای یادم اومد...چه آبروریزی شد...حالا این علی پیش خودش فکر می کنه چه دختر ضعیفیه که نتونسته چند ساعت تو خونه تنها بمونه...ااااااااااه خاک بر سرت سارا که هنوز بچگیاتو فراموش نکردی...
romangram.com | @romangram_com