#ازدواج_به_سبک_اجباری_پارت_131
کلید انداختم توی قفل در و با یه چرخش در باز شد ، وارد که شدم همه جا تاریک بود با دست روی دیوار دنبال پریز برق میگشتم پیداش کردم و فشار دادم ولی روشن نشد فهمیدم برقا رفته گوشیمو در آوردم و با نورش به سمت جلو حرکت کردم و بلند داد زدم:
سارا، سارا
همونجور می رفتم جلو که توی تاریکی یه جسمی کنار دیوارتوجهمو جلب کرد نور روش انداختم سارا بود که اونجا افتاده بود یعنی اینجا خوابش برده؟
رفتم جلو و دقیق توی صورتش نگاه کردم رنگش به شدت پریده بود دستشو گرفتم یا ابولفضل فوق العاده سرد بود یه دستمو انداختم زیر زانوش و اون یکی دستمم انداختم زیر سرش و بلندش کردم چقدر سبک بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!
romangram.com | @romangram_com