#عشقی_از_جنس_اجبار_پارت_242
..ابجیم باش....مراقبشون باش...
مرسی بابات اینکه واس غزال هستی...مرسی...داداش ببخشید....
حلالم کن ..یاحق**
اشکام رو گونم میریخت....
داخل بیمارستان رفتم...مادربزرگش با خواهرش پیش مسئول ایستاده بودم..
پارمیس_خوندین؟!...
سری تکون دادم گفتم_شرمندتونمشرمنده...
مادر بزرگه اومد جلو دستشو رو شونم گذاشت گفت_خوشبخت بشی....محمدم دلش پاک بود پاکه...پاک...
برگهای مربوط پیوندو پر کردم...غزاله رو داشتن میبردن تو اتاق عمل...پشت سرشم محمد بیجون...جلو محمد رفتم پیشونیشو بوسیدم گفتم_ببخش داداش...ببخش....
بالای سره غزال رفتمو گفتم-منتظرتم عشقم...منتظرتم.....
#غزاله....
جیغ زدم_نازگل....
منگ نگام کرد گفت_بله؟!...
_چرا ریختی پایین؟!...
نازگل لباشو جمع کرد گفت_ببشید...
_تمیزش کن...
_چشم
romangram.com | @romangram_com