#عشقی_از_جنس_اجبار_پارت_107
دستمو میگم
خون ازش مثل بارون میاد
بارون میاد از وقتی رفتی
اشک ازم مثل بارون میاد
بارون ببار اما اروم ببار
نزار عشقم خیس بشه کنار عشقش
چشام داشت سیاهیی میرفت.
همه چی تار بود ...به غراش روی دستم نگاه کردم اونقدارم عمین نبود...میترسیدم...رگم پاره نشده بود....آب اطرافم همه برنگ خونم قرمز بود...خواستم بلند شم که افتادم تو اب که جیغی کشیدم
..اخ سرم...سرم به گوشه وان خورده بودم....
در حموم زده شدو بعدش صدای ملودی_غزاله...اون تو چه خبره؟غزاله...
صداها واسم گنگ بود اما میشنیدم...
ارمیا_لعنتی چه غلطی میکنی؟..درو میشکونمااا....
چند مین نگذشته بود که در همون باز شد...
ارمیا با داد_تو چ غلطی کردے؟؟؟...غزالــــه....
دیگه هیچی نشنیدم ....چشام ...بسته شد....
ارمیا
از وقتی از اتاق غزاله اومدم بیرون دلشوره خاصی دارم،نمیدونم..چرا؟!
romangram.com | @romangram_com