#عشق_تو_پناه_من_پارت_235
خدایا خودت هرکی اولاد میخواد اولاد صالح و سالم بهش بده.
از نریمانم فعلا خبری نیست البته تا جایی که میدونم هنوزم دنبالمونه...وخونه محمدطاها اینا رو کشیک میده...اینو مائده بهمون گفت واسه همین به مائده گفتیم تا میتونه این طرفا نیاد تا آبا از اسیاب بیوفته!!!
ساعت چهارونیم بود و الانا بود که محمدطاها برسه...منم نشسته بودم رو مبله عمه اینا وداشتم از دل درد به خودم میپیچیدم...
همیشه روزه اولش اذیت میشم...الانم بیچاره عمه وسامیه هرچی به ذهنشون رسید برام اوردن ولی دردش ساکت نمیشه که نمیشه...
زنگه خونه رو زدن ازنوعه زنگ زدن فهمیدم محمدطاهاست.
سودا سریع رفتو دروباز کردو گفت
-داداش طاهاست.
عمه با یه لیوان عرق نعناع که توش نبات انداخته بود اومد نشست کنارمو گفت
-نرجس بیا اینو بخور شاید اروم شه!!!
ازدرد خم شدمو گفتم
-عمه از بوش بدم میاد!!!
سامیه همونجور که شالشو میذاشت سرش اومد کنارمو گفت
-منم بدم میاد ولی همیشه ایجور موقع ها...دماغمو میگیرمو سر میکشم حالا این کارو کن شاید اروم شد!!!
دره خونه باز شدو صدای محمدطاها اومد...
romangram.com | @romangram_com