#عشق_تو_پناه_من_پارت_210

-چرا ولی قرص خوردم ساکت شد.

برگشتم سمتش...مثله اینکه کلا در هیچ موردی با من حرف نمیزنه!!

نوید-پانسمانشو عوض کردی؟

-نه نتونستم چسبیده بود میخواستم بگم بعدا یه دور ببینیش چش شده!!!

سرشو تکون داد وگفت

-از دسته تو،عفونت کرده دیگه!!!

عمو اومد بیرونو تو دستش یه کتاب بود که فکر کنم رساله بود...اومدو نشستو گفت

-خب نوید جان...مائده،کناره محمدطاها رو خالی کنید...

کاوه پرید وسطه حرفه عمو گفت

-که کاوه جان بره بشینه!!!

سامیه-ادم انقدر عقده ای...نرجس پاشو برو کنار داداش...

کاوه-حداقل نترشیدم.

سامیه-ترشیده ابجیته!!!

کاوه-وا سامیه خانوم علاوه برترشیدگی مشکله چشمم پیدا کردین؟این امیره غول چیه کنارش نشسته؟


romangram.com | @romangram_com