#عشق_تو_پناه_من_پارت_191
یه دفعه یه طرفه صورتم سوخت...یه ان قلبم وایساد...
دهنم باز شد واکسیژنو کشیدم تو ریه هام...
میترسم یه روزی به سمتت بیام
که پلهای پشت سرم بشکنه
دستشو گذاشت رو گلومو اروم اروم دست کشید به گردنم
-اروم...اروم نفس بکش...
یه دفعه بغضم شکستو بلند بلند زدم زیر گریه...
میدونم میتونم که پیدات کنم
میدونم دل من به این دل خوشه
دلم میخواست جیغ بزنم...زجه میزدم که محمدطاها منو کشید تو بغلش...
romangram.com | @romangram_com