#عشق_و_تقدیر_پارت_167
-نه،سرم درد میکنه صدای اون پیانو میره تو مخم...
-به درک...میدونی چیه؟ تو اصلا لیاقت شنیدن صدای پیانو ی منو هم نداری چه برسه به دیدنش...
و پشتش هم با قدم های عصبانی رفتم از پله ها بالا و در اتاق موسیقی مو باز کردم و به بقیه ملحق شدم. همون موقع سپهر اومد و نشست و گفت :
-رها چی بزنیم؟
-آهنگ دارم یخ میزنم 25 باند... نت هاشو حفظی؟؟
-نه داری؟
-آره دارم...
و نت هاشو دادم بهش... نشستم روی صندلی و آماده شدم ولی تا اومدم شروع کنم حامد گفت :
-وااااای...قها تو پیانو هم میزنی؟
-آره بابا...درضمن این هزار بار...(موهامو گرفتم توی دستم که مثلا دارم میکشمشون) قهااااا نه رهااااا سعی کن اینو یاد بگیری باشه؟؟
همه خندیدین و حامدم با خنده سر تکون داد یکم صبر کردم و بعدش گفتم :
-هیششششششش...ساکت...یک ، دو ،سه...
و شروع کردم :
romangram.com | @romangram_com