#عشق_کیلویی_چند_پارت_258
پریدم تو ماشین
ماشینو روشن کردم
سریع روندم سمت رستوران
9:20 رسیدم
دیدم جانی کلافه اونجا وایساده گوشیشم دستشه .
سریع پیاده شدم رفتم سمتش
.....
_
پالیز (سرمه )
سریع پیاده شدم رفتم سمتش
من : سلام سلام ببخشید
جانی سریع برگشت سمتم گفت :
سلام کجایی؟ چرا دیر کردی نگران شدم
من : داشتم حاضر می شدم
انگار تازه متوجه ظاهرم شد خیره خیره داشت نگام میکرد
من : نمی خوایم بریم تو رستوران
romangram.com | @romangram_com