#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_255

پالیز : نه عزیزم مریم تورو میخواد

رها: بسسسسه ای بابا

و اینگونه آتش بس اعلام شد

رها : بلند شید بریم لباس بگیریم

همه بلند شدیم خیلی خانوم رفتیم لباسامونو پوشیدیم

حرکت کردیم

ایندفعه رها زد فورشو و هیلا جنسیسشو آورد

رفتیم نشستیم حرکت کردیم

رسیدیم به پاساژ زنجیره ای ...

یه پاساژ بزرگ که شامل هفت طبقه +سه تا هم پاساژ که جزو همون بودن

کنارش

خلاصه

تهرانو ، مازندرانو ؛ میزاشت تو جیبش

ماشینا رو پارک کردن رفتیم تو پاساژ

.......

ساعت6 عصره

هیج کدوم از ما خرید نکردیم

romangram.com | @romangram_com