#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_252


زودتر از همه بلندشدم ساعت بود9 ای خدا

از امشب میترسم نمی دونم والا همه چیز با خداس

رفتم حموم اومدم بیرون موهامو خشک کردم آرایش کردم بعدم کیف پولمو +گوشی +سوئیچ گرفتم

رفتم پایین

امروز صبحونه رو خودم میخوام درست کنم

رفتم یه فروشگاه بزرگ معروف اومممعسلپنیرکرهمربا های مختلف چای☕️قهوه☕️ خلاصه همه چی گرفتم

رفتم حساب کردم وسایلو بردم تو ماشین حرکت کردم به سوی هتل

ماشینو پارک کردم سوار اسانسور شدم رفتم بالا

درو باز کردن

باورتون نمیشه همه خواب بودن

عجب ساعت 12 بود

چقدر طول کشید خریدم

رفتم آشپز خونه صبحونه رو چیدم

لباسامو عوض کردم .شروع کردم به بیدار کردنشون

من : هوی بیدار شید بینم مفت خورا

هیلا که معلوم بود بیداره فقط چشاشو بسته همون اول بیدار شد


romangram.com | @romangram_com