#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_246


واسه من پیتزا بود

با جیغ گفتم : عوضیا من پیتزا نمی خوام

رها : ببر اتو پس چی میخوای

یه لبخند دندون نما زدم گفتم : هیچ

هیلا : گلم ببند فکتو

من : خخخخ

شروع کردیم به خوردن

تیکه پیتزا تو دهنم بود که گوشیم زنگ خورد

شماره ناشناس بود

گوشیو برداشتم با دهن پر گفتم : بفففله

یکدفعه طرف از اونور خط گفت : سرمه سلام من جانیم

حالا من غذا تو دهنم چشمم در اومده

با شنیدن این حرف غذا گیر کرد تو گلوم شروع کردم به سرفه کردن

تیسا سریع پرید پشتم با مشت زد تو کمرم

آخ الهی دستت بشکنه

چنان زد که غذا از دهنم پرید بیرون ریخت تو صورت آپاما


romangram.com | @romangram_com