#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_233

رها: آره بریم بریم .......

پنج

آپاما (روشا )

بچه ها بلند شدن به کمکمون اومدن

آروم آروم حرکت کردین سمت پارکینگ سوار ماشینا شدیم

شروین ( آبتین )

رفتم سمت ماشین پالیز زدم به شیشه

شیشه رو کشید پایین

پالیز : بله

من :اگه میترسید همراهتون بیایم

پالیز : نه ممنون نیازی نیس

من :باش پس مراقب باشید ..بای

پالیز :بای

رفتم سوار ماشین شدم راه افتادیم

رادوین:من نگرانم

شهریار :نگرانی برا چی پسر ؟؟

رادوین : مست کنه اینا ..

romangram.com | @romangram_com