#عشق_چیز_دیگریست__پارت_126


خوب دوستان کم کم میخوایم از حضورتون مرخص شیم اما قبل از اون یه ویدئو کلیپ از این عروس و داماد تقدیمتون میکنیم .

- رها و یزدان در ابتدا با شادی و کم کم با بهت و سرخی تماشاگر میشن.

- (رها آروم زیر گوش یزدان): وای یزدان اینا از کجا پیتزا خوردنه ما رو گرفتن؟ پاک آبرومو بردی یزدان.

- ا تو وایسادی پیتزا میخوام. وای رها نگا عین قحطی زده ها میمونی. تابلوس تو خواستی. هیشکی پا من نمی نویسه.(خنده ای سرخوش)

- ارکسر ناگهانی فیلم رو قطع و رو به مهمونا: خوب همتون شاهدین ما خودمونو کشتیم این عروس داماد ناز کردن تا آخرش آقا داماد پیشونی عروس خانومو ببوسه عروس خانومم که اصلا تحویل نگرفت. شرمنده رها خانوم و آقا یزدان مجبورمون کردین به پخش جلوه های ویژه

- رها تنها تونست سرش رو بندازه پایین و مثل لبو قرمز شده بود. یزدان هم دست کمی از رها نداشت و ثدای سوت و دست مهمونا بود که داشتن با خنده و لذت به بوسه یزدان و رها توی اتاق گیتی جون مامانه یزدان نگاه میکردن.

- میکشمت یزدان. تو فقط بذا پتمون برسه خونه....

- به جونه رها منم نمی دونم اینا چطوری فیلم گرفتن.

....

ساعت 2.5 صبح بود و رها و یزدان به سمت خونه امیدشون می رفتن تا اولین شب زندگیشون رو شروع کنن. سکوتی محض داخل ماشین رو گرفته و رها لرزان مدام صحنه رسیدن به خونه و تنها بودنه با یزدان و ...

- (یزدان با نگرانی): رها دستات چرا انقدر سرده؟ خوبی؟


romangram.com | @romangram_com