#عشق_چیز_دیگریست__پارت_116
- دست گل رو دوباره به رها داده، در رو میبنده و خودش هم سوار و دوباره نگاه و لبخدی به صورت عروس زیباش میزنه و با پاسخی از جانب رها به سمت سرنوشت میره.
- تنها صدایی که سکوت دلچسب بینشون رو میشکست صدای آهنگی بود که از دستگاه چخش میشد و داشت تمام حرفهای دل یزدان رو به رها بگه و رها تو این سکوت زیبا تو رویای تک تکه کلمات آهنگ رفته بود. اما هیچکس نمی دونست این رویا به کی بر میگشت. نه من نه رهای درونه رها و نه یزدان.
...
((برای خواب معصومانه عشق.کمک کن بستری از گل بسازسم.
برای کوچ شب هنگام وحشت.کمک کن با تن هم گل بسازیم.
کمک کن سایه بونی از ترانه.برای خواب ابریشم بسازیم
کمک کن با کلام عاشقانه برای سقف شب مرحم بسازیم
بذارقسمت کنیم تنهاییمونو میون سفره شب تو با من
بذاربین من و تو دستای ما پلی باشه واسه از خود گذشتن.
romangram.com | @romangram_com