#عشق_مخفی_پارت_551
كه يه نفر ديگه درو باز كرد و داخل رفتيم!
ياد اين فيلماي اشرافي افتادم ! انگاري ما شاهزاده بوديم!
از فكرم خندم گرفته بود!
ايليا اروم در گوشم گفت: به چي ميخندي ؟
-بعدا واست ميگم!
ابروش به معني فازت چيه؟ بالا انداخت كه همون موقعه
يه خانم جوون به طرفمون اومد!
خانمه: خوش امديد! اقاي مجد نيستن رفتن يه سفر كاري ! گفتن ازتون عذر بخوام و بگم كه ما اينجا در خدمتتون هستيم تا ايشون بيان!
ايليا با قيافه جدي و اعتماد به نفس بالايي گفت : اما ما بهشون گفتيم كه وقت زيادي نداريم ؟
ميتونستم بازيگري شو تهسين كنم! البته خودمم بازيگريم كم و بيش خوب بود!
دختره لبخندي زد و گفت: مطمئن باشيد فردا ميان ! بخاطر اين تاخيير هم عذر ميخوام!
romangram.com | @romangram_com