#عشق_مخفی_پارت_426

روي مبل نشستم و تي وي و روشن كردم !

گوشيم زنگ زد مامان بود

-الو مادر جان

-الو ايليا جان خوبي مادر؟

-قربونت برم خوبم چه خبر ؟ بابا خوبه؟


-اره خوبه ، مادر مژدگوني بده؟

-خير باشه مامان چي شده؟

-خالت و نسرين دارن ميان!! بايد هرجور شده بياي خونه!

-كجا بيام مامان ميدوني كه نميتونم اصن راه نداره!

-بايد بياي ! زشته چي بگم بهشون ! بعد از سال ها اومدن


romangram.com | @romangram_com