#عشق_مخفی_پارت_408


خودمو خونسرد كردم

ايليا: چون ميدونم كه دختر خيلي با جرئت و مصمميه!!

قطعا اگه ما قبول نكنيم خودش بخاطر انتقام از اونا تنهايي جلو ميره اينطوري هم براي خودش خطرناكه هم...
هم ممكنه چيزي از ماموريت و اينا رو از زبونش بكشن بيرون!!!!


سرشو تكون داد

سرهنگ: درسته!! حالا با در نظر گرفتن مسائل امنيتي ميشه كه اون و به عنوان همسر تو به اونجا فرستاد ميتوني كمكي هم براي تو باشه اونجا دست تنها نيستي!!

و با مكث كوتاهي گفت: البته هنوز تصميم قطعي نگرفتم بايد با خودشم صحبت كنم


-البته هروقت بخواين ميارمش اينجا!!

-نه نه !! خطرناكه خودم تو أسرع وقت ميام و خرف ميزنم

-ممنون

romangram.com | @romangram_com