#عشق_مخفی_پارت_366
و بعد از كارهاي لازم بيرون اومدم
با حوله ابي رنگم صورتمو خشك كردم
معمولا دوش اول صبح و دوييدن اول صبح سرحالم ميكرد
لباس هاي ورزشيمو كه مشكي بودن و با كتوني هاي مشكيمو پام كردم
رفتم پايين كه همينكه به پله رسيدم ادرينا هم از اتاقش بيرون اومد
با صداي أرومي صبخير گفت كه سرمو تكون
هماهنگ از پله ها پايين رفتيم! كه با صداي كتايه داري گفت:
ادرينا:نميدونستم صبحا ميري ورزش
با اخم جواب دادم
ايليا:حالا ديگه بدون
از اخم صورتش ميتونستم بفهمم از ديشب ناراحته!!
به سمت اشپزخونه رفتم و يه بطري اب از يكي از خدمه ها گرفتم
romangram.com | @romangram_com