#عشق_مخفی_پارت_311

یاسی: اومدم سالادتو بدم میدونستم الان سرم خراب میشی برات اوردم مادر نوش جون
سالاد شیرازیمو ک خوردم
خیلی خسته بودم
دراز کشیدم و به خواب عمیقی فرو رفتم



ايليا:

صداي زنگ گوشيم بلند شد!!!

سرم و از روي فرمون برداشتم و دستي به گردنم كشيدم
سرم رو فرمون بود گردنم خشك شده بوده

گوشيم و برداشتم و اسم و نگاه كردم:
پرهام بود

-الو پرهام
-الو ايليا چطوري داداش؟
-خوبم چيزي شده؟چرا انقد هولي؟
-واسه برديا قلب پيدا شده !!!

romangram.com | @romangram_com