#عشق_مخفی_پارت_309

ایلیا: جااانم

وای خدا گفت جانم! منم چه خر ذوق شدم ممکنه هر کی بود میگفت جاانم

ادرینا:
سلام چرا نیومدی دنبالم مگه نگفتی منتظر میمونی

ایلیا: اخ اخ ببخشید ادرینا
اممم ،پرهاام زنگید مهم بود شدید منم رفتم

ادرینا:

باشه عب نداره ،کاری نداری قطع کنم

ایلیا: نه بای

قطع کردم ،نمیدونم خوشحال بودم اخه گفت جااانم
هوووف بازم فکر
در زدن با بفرماییدم یاسی جون وارد شد
سلام یاسی جونم چه خبر از مش باقر
ردش کردی باز بخدا گناه داره دلت میاد اخه پیرمرد و علاف کردیا

romangram.com | @romangram_com