#عشق_مخفی_پارت_271
نشستم روی صندلی میز ارایشم
لاک مشکیمو با لاک سفیدمو در اوردم
مشکی رو زدم
بعد با سفید روش طرح زدم
بد نشده بود
حوصله نداشتم بهتر از این بزنم
انگشتر بند انگشتیمو که اول اسمم بود رو انداختم بعد سشوار رو روشن کردم گرفتم روی ناخنام تا زود تر خشک شن
بعد یه رب کامل خشک شد و سشوار رو خاموش کردمو گذاشتم تو کشو
ولو شدم رو
تخت
که در زدن
....
ادرینا:
در زدن و یاسی خانوم وارد شد
مستقیم رفت
سراغ رخت چرکا
و در حال برسی بود گفت :
یاسی:
romangram.com | @romangram_com