#عشق_مخفی_پارت_242
سریع رفتم سمت کمد پالتو مشکی کوتاهمو با کلاه برداشتم شالمم برداشتم
انداختم دور گردنم
و رفتم پایین هیچ کی تو سالن نبود
نیم پوت مشکی هامو پوشیدم
رفتم بیرون
سوییچ ماشین رو کش رفتمو
رفتم بیرون
سوار ماشین شدم و پام رو رو پدال گاز فشار دادم و ماشین از جاش کنده شد
معلوم نبود کجا میرفتم
****
یه سه ساعتی بود تو خیابونا دور میزدم
اصلا دلم نمیخواست برم اونجا ک شایان هس
داشتم با ماشین تو خیابون پرسه میزدم که
یه پاساژ چشممو گرفت
کفش فروشی بود کفش مجلسی
یه کفش مجلسی دیدم خیلی خوشگل بود چشممو گرفت
رفتم تو مغازه
romangram.com | @romangram_com