#عشق_مخفی_پارت_227
چه زری میزدین هان
مگه بهت نگفتم دور و برش نرو
تند تند داشتم ماجرارو براش تعریف میکردم تند تنا
هی میومد وسط حرفا صبر کن خب بسه
ولی من تند تند حرف میزدم که با کاری کرد دهنم بسته شد
داشت منو میبوسید خدایا
اشکام راهشونو باز کردن و ریختن
بازم دلمو بی قرار تر کرد
وحشی میبوسید حس میکردم لبام داره کنده میشه نفسمم گرفته بود که محکم زدم به بازوش که ولم کرد
نگاهش کردم و
داد زدم ازت بدم میاد کصاااافت
خیلی رزلی خیلی
به چه حقی منو بوسیدی
هی منو بازیچه دست خودت میکنی
محکم زدم سمت قلبش با انگشت سبابه ام و گفتم :
تو اینو داری میدونی بشکنه یعنی چی میدونی یکی جواب رد به سینه ی یه عاشق زدن یعنی چی لعنتی
راهمو گرفتم دیویدم سمت در خونه
که ....
romangram.com | @romangram_com