#عشق_مخفی_پارت_202

ببین چکارت میکنم نمیزارم به شام برسی واسا و نگاه کن
سری رفتم بالا فهمیدم تو اتاقه
رفتم تو اتاقم
صابون و برداشتم از حموم و نخ کرم به رنگ سرامیک ها
یه لبخند خبیث زدم
رفتم بیرون از اتاق
اروم صابون رو کشیدم رو پارکت تا رو سه چهارتای اول پله ها
ای ای ننت فدات شع حیفی وای خب اعصابمو خط خطی کردی اینم تلافیش!
نخ رو به صورت زیگ زال از در اتاقش که ته راه رو بود کشیدم تا پله های 2 به نرده بستم وقتی مطمئن شدم قشنگ لیزه یه ذره هم روغن ریختم
دیگه حله
ایشالله چلاغ میشی!
رفتم تو اتاق دوربینو اورده بودم
اروم گذاشتم پشت میزی که توی راهرو بود و قشنگ میزون کردم که فیلم بگیره
یه عجوزه بازی دربیارم و نشونت بدم که ده تا مهم نیس کنارت سبز شن!
رفتم از نرده سر خوردم پایین و رفتم الکی رو زمین نشستم و داد و جیغ زدم :
ای پام ای پام ای مردم
ایلیاااا
پاهام
پاهام
دیدم صدای در اتاق اومد
خدایا خودت مواظبش باش چیز خوردم نیوفته بمیره بیچاره شم!

romangram.com | @romangram_com