#عشق_مخفی_پارت_200

-بله قبل اومدن اهتمام بايد كار بزاريشون وهمچنين شب بچه ها دور بين ها رو كار ميذارن

-حتما سرهنگ كاري نداريد؟

-نه مراقب باش خداحافظ

-خدانگهدار

گوشي و قطع كردم و شنود ها رو كه توي جيب مخفي چمدونم بود رو بيرون اوردم
بايد بعد از شام جوري كه ادرينا نفهمه كارشون ميذاشتم!!! .....



ادرینا:

دیگه گریه بسه دارم برات ایلیا
یه لبخند تو ایینه زدم رفتم از اتاق بیرون
نبودش نمیدونم کجا بود مهم نبود!
ببین چجور حرصتو دربیارم
دراز کشیدم روی کاناپه گوشیمو گرفتم دستم
یه فکر شیطانی اومد تو ذهنم که یه لبخند خبیث زدم .یه 20 مین بعد پیداش شد

romangram.com | @romangram_com