#عشق_مخفی_پارت_168

سريع به سمت ساحل شنا كردم..
خدايا كمك كن خدايا حاضرم جونمو بدم ولي ادرينا سالم باشه!!؟
رسيدم به ساحل روي شن ها خوابوندمش
اه لعنتي چون جاي پرتي بود كسي نبود كمكم كنه!!!!
بايد خودمو كاري ميكردم !!دوتا دستم و روي قفسه سينش گزاشتم و فشردم چند بار تكرار كردم
كه اب قلوپ قلوپ از دهنش بيرون زد!!
نبضشو گرفتم خيلي كند ميزد..!
نياز به تنفس مصنوعي داشت دوباره دستم و روي سينش گزاشتم و با يه دست ديگم دهنشو گرفتم
لبمو روي لباش گزاشتم و به تندي تنفسمو بيرون دادم سرم و بلند كردم از ١تا٨شمردم و دوباره دم و بازدم
كه بلاخره چشماشو باز كرد همينكه به خودش اومد شروع كرد به سرفه كردن
دستم و زير پاهاش گزاشتم و بردك داخل ماشين
نشوندمش و با همون لباساي خيس نشستم پشت فرمون و راه افتادم
بانگراني نگاهش كردم بي حال سرشو به صندلي تكيه داده بود و با چشم هاي كه حتي پلك هم نميزد از پنجره بيرون و نگاه ميكرد يه هدف نامعلوم!!!!

اروم ازش پرسيدم :حالت خوبه ادرينا؟

جواب نداد اصن جوري كه انگار نشنيده
انگشتش و روي شيشه كشيد خيلي بي توجه به من
اعصابش خورد بود اما واقعا از خدا ممنونم كه حالش خوبه!!
همينكه رسيديم شهر ميبرمش دكتر
دستمو به سمت سيستم بردم و روشنش كردم انقد رد كردم تا به اهنگ مورد علاقم برسم

romangram.com | @romangram_com