#اسارت_نگاه_پارت_201
-بفرما. دیدی چه نزدیک بود؟
سرش به سمتم چرخید و منتظر نگاهم کرد.
-حالت خوبه؟! نزدیک؟! با ماشین نیم ساعت راه بود!
-پیاده هم دو ساعت بیشتر نیست.
-منظورت از بیشتر چیه؟! بیشتر از اینم پیاده میری؟!
-آره، گاهی لازم باشه میرم.
لبخندی کج زدم و گفتم:
-پس ماشینت واسه چیه؟!
-گفتم اگر لازم باشه پیاده میرم. تو چرا انقدر از پیادهروی میترسی؟! اونقدر که فکر میکنی سخت نیست!
-کی گفته من میترسم؟! فقط هر چیزی زیاده از حدش خوب نیست.
-گاهی باید توی بعضی چیزا زیاده از حد پیش رفت تا به سراغ چیزای بدتر از اونا نریم.
-مثلا چه چیزای بدتری؟
-خیلی چیزا، باید توی شرایطش باشی تا بفهمی.
-امیدوارم هیچوقت توی شرایطش نباشم.
-پیادهروی طولانی اونقدرا هم بد نیست مادمازل!
-اما خیلی خستهکنندهست موسیو.
romangram.com | @romangram_com