#الهه_شرقی_پارت_631

- هر دو انتخاب من بدون بازگشته. من از اين راه هيچ وقت بر نمي گردم. حتي اگه تو رو صد سال داشته باشم... هنوز حرف ديگه اي هم هست؟

كيميا ناباورانه به چشمان عاشق و چهره ي مصممش نگاه كرد و با لبخند فقط سر تكان داد.

خب من بايد برم اون طرف. بازم ممنون كه منو رسوندي.

- اينقدر عجله نكن دختر خوب. هنوز خيلي تا ساعت پروازت مونده.

كيميا نگاهي به ساعتش كرد و با لحن خاصي پرسيد:

- خيلي؟

رابين خنديد و پاسخ داد:


romangram.com | @romangram_com