#الهه_شرقی_پارت_451
- من مي دونم به اين خاطر كه جواب سؤالم رو ندي داري دروغ مي گي. ولي برام هيچ مهم نيست كه مردم پشت سرم چي مي گن. اينقدر از اين حرفا شنيدم كه برام عادي شده. اما بهت توصيه مي كنم كمي عاقل باشي. بيخودي دنبال من راه نيفت و ار اين و اون پرس و جو نكن. چون اگه هم به نتيجه برسي فقط خودت رو عذاب دادي.
- پس نتيجه اي هم در كاره؟
كيميا سرش را به طرف پايين خم كرد، دستانش را از هم باز كرد و با خنده گفت:
- هوم.
اردلان حالتي كاملاً جدي و قاطع به خود گرفت و با لحني مصمم و خشن پاسخ داد:
- خيلي خب خانم. پس به اون شازده پسر از طرف من بگو حالا كه اين طور شد پس بچرخ تا بچرخيم.
و بعد با عصبانيت دنده عوض كرد و پايش را تا آخرين حد روي پدال گاز فشرد.
romangram.com | @romangram_com